دو دم های عاشورایی
شب مشکی پوشان
کل دنیا از طفیلی سر موی حسین
جان به قربان حسین
کار محشر تحت اختیار ابروی حسین
جان به قربان حسین
شب ورودیه
این چه جایی ست چرا بوی اسارت می دهد ؟
خیمه را برپا مکن
گو به عباس این زمین بوی جسارت می دهد
خیمه را برپا مکن
شب حضرت مسلم بن عقیل (ع)
جای گل این شهر با نیزه به دنبال من است
الامان از کوفیان
این سر دارالاماره سهم گودال من است
الامان از کوفیان
شب حضرت رقیه خاتون (س)
از همین ویرانه ، ویران می کنم کاخ یزید
با صدای گریه ام
من به تو قول داده ام تا بشکنم شاخ یزید
با صدای گریه ام
شب طفلان حضرت زینب کبری (س)
اینکه می گویی : ( زنم ) باشد قبول اما حسین
این دو طفلم را بگیر
جان من ، من را مکن شرمنده ی زهرا حسین
این دو طفلم را بگیر
شب حضرت عبدالله بن الحسن (ع)
عمه دستم را رها کن بین جنجال است عمو
شمر روی سینه است
من بمیرم یکه و تنها و بی حال است عمو
شمر روی سینه است
شب حضرت قاسم بن الحسن (ع)
سینه ات اندازه ی یک دشت پهناور شده
ای برادر زاده ام
همتراز شانه ات شانه ی آب آور شده
ای برادر زاده ام
شب باب الحوائج حضرت علی اصغر (ع)
کودکت را بردم و بی سر برش گردانده ام
از تو من شرمنده ام
از سر شرمندگی بین عبا پوشانده ام
از تو من شرمنده ام
شب حضرت علی اکبر (ع)
دیدم از دور که با سنگ و سنان می زدنت
پا مکش روی زمین
من بمیرم که جمعی از زنان می زدنت
پا مکش روی زمین
شب حضرت قمر (ع)
بی تو لشگر از پَرِ پروانه ها پَر می کشد
پاشو ای عباس من
در نبودت از سر آیینه معجر می کشد
پاشو ای عباس من
شب آقا سیدالشهداء (ع)
از چه ای دار و ندارم چاک چاکت کرده اند
ای غریبِ بی کفن
زیر سنگ و نیزه و شمشیر خاکت کرده اند
ای غریبِ بی کفن
محرم پر اشکی رو برای همه آرزو دارم



اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک